حالا که نه
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/20 | ساعت: 16:45
گفته ام باید بیایی...، اوّلا حالا که نهثانیا شاید بسوزی پای من حالا که نهخواستی کمتر سراغت را بگیرم مدتیمی روم اما به زودی مفصلا ، حالا که نه ثالثا گفتم همان صبحی که رفتی تا غروببوده چشمم خیره بر در دائما حالا که نهاینکه عاشق باشی از راه مجازی خوب نیستدوستت دارم به وقتش واقعا حالا که نهگه گداری راست...
کوچه بن بست
◷
تاریخ انتشار: 1397/8/29 | ساعت: 15:06
اطراف دلت کوچـه ی بن بست ندیدی؟من مست غزلهای توام ،مست ندیدی؟ هرچنــــد که بر قلب تو دیوار کشیدنداما دو سه تا پنجره هم هست ، ندیدی؟ نشنـــاختی ام تا به من افتاد نگاهت تقصیر خودت نیست ، تهیدست ندیدی یک پنجره ، یک توپ ، دو تا کودک گریانآن شیشه هنوزم نشکسته ست ندیدی؟ با عشق تو هی خورد ورق صفحه ی تقویمه...
فکر تو
◷
تاریخ انتشار: 1397/8/29 | ساعت: 15:06
در فکر تو بودم که شبم باز بهم ریختآرامشم از لحظـــه ی آغاز بهم ریخت تا بال گشودم که در آغوش تو باشمآزادگی و قصه ی پــرواز بهم ریخت با غصه فقط نوحه ی غم خوانده قناری روزی که در این مخمصه ، آواز بهم ریخت خارج زده از کوک ، چرا ساز تو امشب؟با گریه ی من حنجره ی ساز بهم ریخت پرداخته از اسم تو صد قافیــه ،...
حضرت احساس
◷
تاریخ انتشار: 1397/8/29 | ساعت: 15:06
با گم شدنت وبلاگ حضرت کلمه وبلاگ احساس کلمه ترک خوردآماده ی رفتن که شدی یاس ترک خورد در چشم تو غلتید دو تا دانه ی الماسبر گونه ی من دانه ی الماس ترک خورد تا رایحـــه ی موی تو در مزرعه پیچیددیدم که به هنگام درو ، داس ترک خورد غیــــر از هدفی پاک ندارم به دلم هیچبعد از تو ولی وجهه ی اخلاص ترک خورد وقت...
حالا که نه...
◷
تاریخ انتشار: 1397/8/29 | ساعت: 15:06
گفته ام باید بیایی...، اوّلا وبلاگ حالا کلمه که نهثانیا شاید بسوزی پای من وبلاگ حالا کلمه که نه خواستی کمتر سراغت را بگیرم مدتیمی روم اما به زودی کاملا ، وبلاگ حالا کلمه که نه ثالثا گفتم همان صبحی که رفتی تا غروببوده چشمم خیره بر در دائما وبلاگ حالا کلمه که نه اینکه عاشق باشی از راه مجازی خوب نیستدو...
پایان عم انگیز
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/18 | ساعت: 1:35
احســاس بدی دارمانگـــــــار ولم کرده سوزانده مرا تفریق غــم ، مشتعلم کرده باز این ســـر آشفته مشغــول توهّم شد یکبار دگـــر یک زن در زندگی ام گم شد یکبـــــار دگر دستی آلـوده به خونم شد جادوگـــــر بدجنسی همرنگ جنــــونم شد چشمــــــان تو افتاده در برزخ سیـــــــگارم تصویـــــر تو را دیدم در هر نخ ...
با آمدن پاییز...
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/18 | ساعت: 1:35
با آمدن پاییـــــــــزبــــــوی قدمت آمد ایـــــــــــام عزاداری ایـــــــــام غمت آمد در قصه ی جانسوزت یک عالمــــه غم داری تا کرب و بلا باشـــــد هردم تو علمـــــداری اسطـــوره ی بی باکی زخمــی شده ابرویت دریای خروشـــان هم شرمنـده شد از رویت یاران شمـــــــــا اندک دشمن که هزاران بود خشکیــــــــ...
نه آن چیزی که باید دید...
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/18 | ساعت: 1:35
نه چشم روشن خورشید اینجاستنه حتی سایه ی تردید اینجــاست نه می لرزد کسی با تنــــــــدبادی نه دیگر شاخه ای از بید اینجاست نه از دل کندنت در اضطـــــرابم نه هیچ آثاری از تهدید اینجاست نه آن یاری که می رنجاند مانده ست نه این قلبی که می رنجید اینجاست نه عاشق پیشه ای ، معشوقه ای ناز نه عشقی قابل تمجید ای...
تیر نگاهت
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/18 | ساعت: 1:35
بی دغدغه و راحت و بی هیچ تلاشیقلبم شده با تیــــــــر نگاهت متلاشی احساس عجیبی شبی آهسته به من گفت از پیــــــــله محالست که آسوده رهاشی شک نیست که این مرتبه تقصیر تو بوده ست روی دلم افتــــــــاده اگر ساده خراشی آسان شده ام عاشقت انصـــــاف نباشد هر ساعت و هر ثانیــــــه مشکل بتراشی در عمق دو چشمان...
تلگرام - اینستاگرام
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/18 | ساعت: 1:35
در تلگرام و اینستاگرام منتظر حضورتان هستم. تلگرام: shere_asheghaane@ اینستاگرام: mehdi.habibi1986 با سپاس
لبخند زیبا
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/3 | ساعت: 18:51
با دلم از بس که چشمان تو بد تا میکند عاشقی را گاه قلبــم ساده حاشا میکند گرچه مدتهاست مهرم از دلت بیرون شده شک نکن خود را درون سینه ات جا میکند بازهم آغــــــوش من پر می کشد تا ابرها هر زمان خود را در آغوش تو پیدا میکند خنده های مهربان و چشمــــهای آبی ات خانه ام را هر سحر همـــرنگ دریا میکند بی تفا...
به هم می ریزد!
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/3 | ساعت: 18:51
یک عالــــــــــمه واژه از قلم میریزدصد قافیه روی لب من خشکیده ست از پیـــــــــش تو تا می گذرم میریزد هر لحظــــه که از مقابلم رد میشی با ناز و ادا کرشمــــــــه هم میریزد یکــــــــبار فقط بگو که بر میگردی با آمدنت بــــــــــــــــاز دلم میریزد این مرتبه جای برف ، باران و تگرگ آوار عظیمی از ستـــ...
این همه مرداد
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/3 | ساعت: 18:51
گرچه بیهوده در این گوشه هیچستانمبی تو خورشید ترین شعله ی تابستانم مثل یک زلزله در سینه ی ابیات غزل واژه را بر گسل قافیـــــه می لرزانم وسط این همه مرداد به دنبال کمی سردی و کاهلی و سادگـــــی آبانم ماهی کوچک و افسرده ی عیدم اما در دل تنگ بلورین تو ســــرگردانم گرمی آتش این ماه مرا ســوزانده من فقط م...
باد سرگردان عاشق
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/20 | ساعت: 22:23
شب های قلبم ساعتی خورشیـــد می خواستدر عمق چشمت گم شدن تمدید می خواست گفتی که در قلبت بجز من هیچکس نیست من مطمئن بودم ، دلم تردیــــد می خواست با این که گاهی خانـــــه ی قلبت سیاهست گرمای دستانت ولی تمجیــد می خواست دلتنگی ام را میفرســـتم نقطه ای دور دلواپسی هایم کمی تبعیـــد می خواست ماندم و
یه کمی
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/20 | ساعت: 22:23
شده از دید کسی بد شده باشی یه کمیبر دلی زخــم مجدد شده باشی یه کمی شــــــده از لذت آزردن او شــــــاد شوی ساده از مرز جنون رد شده باشی یه کمی بین بیتابی و دل بستن و دل کندن از او خسته و گیج و مردد شده باشی یه کمی سهل و آسان بشوی مانع خوشبختی خود بر سر راه خودت سد شــده باشی یه کمی ساعتی سادگی پنـ
غروب آدینه
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/20 | ساعت: 22:23
تنهایی من گوشه این سینه نشستدر خلوت شب کنار شومینه نشست شد منزجر از دیدن چشمان خودش آن لحظه که روبروی آییــنه نشست بیـــــهوده به فکر انتقام افتـــــــاده روزی که به قلب کوچکش کینه نشست مانند همیــــــــــشه روی تختم امروز با حالت آرام و طمأنیـــــــــنه نشست چون در نظرش رســــتم دستان بودم آمد بغ
نی
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/20 | ساعت: 22:23
نِــــی ناله از هجران و ازدرد جدایــــــــی می کندهم مانده بر پیمان خودهم بی وفـــایی می کند با هر زبانی آشـــــــــنابا هر نفیـــری هم صدادر سرزمین سینه هافرمانروایــــــــــی می کند دل شد اسیر نغمه اشهرلحظه پیر نغمه اشبی وقفه از او عشق راقلبم گدایــــی می کند همدرد با بیچـــــارگانهمخانــــــه ی
عطر موهای تو
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/20 | ساعت: 22:23
مثل صبحی که به لبخند تو جان میگیرددلم از گفتن اسمت هیجان میگیـــــــــرد مثل ماهی وسط تنگ بلوریــــــــن انگار سینه از تاب و تب این خفقـــــان میگیرد آسمان با همه وسعت تنهـــــــایی خود هر غروب از تو فقط رنگ اذان میگیرد هرشب از دیدن لبخند تو می خندد ماه غصه از دست تو هر شب سرطان میگیرد غنچه در آتـ
گوهر و گنج
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/3 | ساعت: 19:27
گوهر و گنج تویی طالب این گنج منمآن خود آزارِ پریشانِ تن آهنج منم تا دمای بدنت ساکن و تنظیم شود در دل کوچکت انگار دماسنج منم بغض پنهانی من، پنجره ، باران، لبخند گیج و مبهوت در این حالت بغرنج منم عطر موهای تو تا در نفسم جاری نیست صاحب غصه و اندوه و غم و رنج منم تویی آن ماهی آزاده به دریا اما پیش مرجان...
بعد از تو
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/3 | ساعت: 19:27
آسمان تاریک تاریکست اینجا بعد تودر سکوت خانه ی این دل چراغی تازه نیست بازهم افتادم از چشمان زیبایت ولی عادت دیرینه ام شد اتفاقی تازه نیست آرزوی بودنت هم زهر حسرت بر دلم روی قلبم جز همین یک داغ داغی تازه نیست شعله کن آتش بزن درد مرا پایان بده تلی از خاکسترم کن احتراقی تازه نیست شوق ماندن از دلم پر می...