پنجم آبان
ظهر روح انگیز و تابان آمده با لبی خندان و شادان آمده بوی گندمزار ، شالی ، مزرعه خاک حاصلخیز و باران آمده نا امیدی پر کشید از سینه ات شادمانی با دل و جان آمده دامنت را باز کن با عشوه ای عطر ناب گل به دامان آمده کاش چشمانم ببیند لحظه ای طرح اندامت به دالان آمده روزهایت شاد و ایامت به کام پنجمین خورشید...
التیام
نیمه شب بیگانه ای با حال خویش نیمه شب یعنی هراس از گرگ و میش نیمه شب یعنی سقوط اندر سقوط نیمه شب یعنی درازای سکوت فکر آدم ، فکر حوا ، فکر سیب نیمه شب یعنی خیالاتی عجیب ابرها در آسمانها در به در نیمه شب یعنی نخفتن تا سحر نیمه شب یعنی به دل غم کاشتن بازهم در سینه آتش داشتن ذهن ها جولانگه افکار شوم لشک...
فراتر از افلاک
در پهنه ی آسمان ، کبوتر شده ایاز هرچه در افلاک ، فراتر شده ای من دانه ی کوچکی که افتاده به خاک با قامت خورشید ، برابر شده ای جام لبم از شهد لبت خالی گشت بهر دگری باده ی ساغر شده ای در رنگ دو چشمان تو این نکته بجاست صد البته ای یار ، فسونگر شده ای از زردی این فصل خزان ترسی نیست سرسبزی و مانند صنوبر ش...
حقیقت
اینکه او با دگری هست ، حقیقت دارد؟ دل به آغوش دگر بست حقیقت دارد؟ با دل خسته ی من عهد اگر روزی بست با رقیب آمد و بنشست ، حقیقت دارد؟ اینکه از تلخی ایام مسیرش افتادآخر کوچه ی بن بست ، حقیقت دارد؟ هرکه از روی ریا دست به سمتش آوردمی دهد ساده به او دست ، حقیقت دارد؟ از سر حادثه چون چشم به چشمش افتاد شده...
شام غریبان
شادی و خوشبختی از کام رقیبان هم گذشت دشمن بدکاره از آئین و ایمان هم گذشت بی کسان با یکدگر هم عهد و هم پیمان شدند مرد میدان هرکسی شد، بی شک از جان هم گذشت سختی و زحمت کشید از جهل دشمن هرچه دوست شب سحر شد ،تیرگی ها طی شد و آن هم گذشت شعله های آتش وحشت به خاکستر نشست عشق بر سامانه شد ، رگبار و طوفان هم...
ضمیر مفرد
هزاربار از مقابلم رد بشی روی دلم زخم مجدد بشی باید بازم کنار من بمونی هرچی که من بگم تو باید بشی شک نکنی به عشق من دوباره نکن تو کاری که مردد بشی به جای اینکه باتو خوشبخت بشم تو راه خوشبختی من سد بشی هرچی نامهربونی کردی بسه حق نداری با قلب من بد بشی راهی که اومدی رو برنگردی مثل یه خط صاف و ممتد بشی ...
لایک
لایک یعنی معنی لبخند را فهمیده ام لایک یعنی بهترین گل را برایت چیده ام لایک یعنی از دل تنگ خودت گاهی بگو لایک یعنی می پسندم ، هرچه می خواهی بگو لایک یعنی در میان بوستان ، یاس منی لایک یعنی مورد تایید احساس منی لایک یعنی بهترین جای جهان ، آغوش توست لایک یعنی سینه ی دیوانه ام مدهوش توست لایک یعنی مطلب...
شک و عینک
وقتی چشات دچار اشتباهن تموم آدما برات سیاهن تا وقتی که رو چشمات عینک داری انگار همش به این و اون شک داری از مژه هات به چشم من پل نزن با عینکت به آدما زل نزن تو ذهنت آدما رو مثبت بکش روی نگاه باطلت خط بکش نگو چرا آئینه ها خشتیه تو قلب آدما فقط زشتیه به این قضاوتا تو عادت نکن آدما رو تو بد قضاوت نکن ت...
باز باران
باز باران عاشقانه می زند آرام آرام بر سکوتم تازیانه در میان شاخساران زیر باران شاعرانه ، باز هم قلب پرنده می تپد در آشیانه یادم آید زیر باران با تمام تار و پودم ناازنینم،سخت دلتنگ تو بودم می رسیدی، رنگ چشمانت چو آهو ، با همان لبهای مستت می زدی لبخند و من هم دست می دادم به دستت راه می رفتیم باهم با د...
ناب ترین آبی
آسمان منی ای ناب ترین آبی منبده پایان به پریشانی و بی تابی من بی تو در خلوت شبهای دلم ، بیدارمشده اندیشه و فکرت ، تب بی خوابی من با وجود تو فقط زندگیم رنگینستقرمز و صورتی و نیلی و سرخابی من مثل تصویر هنوزم جلوی چشم منستخنده ی مست تو ، خوشحالی و شادابی من بر من از روی محبت تو نگاهی انداز مثل مهتاب بز...
صدای پاییز
می پیچه باز تو گوشم کمی صدای پایـــــــــــــــیز تنگه دلم برای ناز و ادای پایـــــــــــــــــیز درسته که تو قلبم تو آشیونه داری ولی بازم یه جایی مونده برای پاییــــــــــــــــز حتی برای پاییز اگه نباشه جایی توی دلم غمت هست همیشه جای پاییـــــــــــــــز من به حضور فصلا ندارم احتیاجی با همه بی نیا...
دفترباران
در غروب سوزناک فصل دلگیرِ خزانرفتنت از پیش من پایان ترین آغاز بودروی شاخه ، اضطرابم را کلاغی پیر دیدخسته از آوار غم ، در حسرت پرواز بودنیمه ی شب در هجوم سایه های ترسناکپلک هایم بی خبر ، مدهوشِ خوابی ناز بوداز صدای گریه ای بی خواب شد چشمان من دفتر اشعار باران ، بار دیگر باز بود مهدی حبیبی
تلگرام
در تلگرام منتظر حضورتان هستم. mehdi_habiby@ کانال شعرهای مهدی حبیبی در تلگرام
جمعه یعنی...
جمعه یعنی یک سبد دلواپسی جمعه یعنی انتهای بی کسی جمعه یعنی چای با طعم غروب جمعه یعنی حسرت یک روز خوب جمعه یعنی ناله های بی صدا جمعه یعنی قصه ی شاه و گدا جمعه یعنی لحظه های پر عذاب جمعه یعنی هر نفس یک اضطراب جمعه یعنی از تلاطم رد شدن جمعه یعنی صیغه ی مفرد شدن جمعه یعنی تکیه بر تندیس عشق جمعه یعنی چشم...
صورتک
درسته که چشام پر التهابه ولی به روی صورتم نقابه اگرچه غصه های من زیاده نقاب من همیشه شاد شاده هیچکسی اضطرابمو ندیده اون طرفِ نقابمو ندیده اشکامو پشت صورتک ندیده گریه هامو بدون شک ندیده تو اوج خنده ها ، غمارو دیدی؟ پشت نقابِ آدمارو دیدی؟ باید به این نقابا دل نبندم خودم به جای صورتک بخندم مهدی حبیبی
غریبانه ترین معنی تنهایی
آنکه قلبش شده از سنگ ، همین بود انگار معنی واژه ی دلتنگ ، همین بود انگار قامتم سوخت ولی قد تو رعنا شده استعشق در گستره ی چشم تو معنا شده است یار شیرین منی ، شهد تویی ، قند توییمعنی شادی و خوشحالی و لبخند تویی مثل هر روز اسیر غم این بی کسی ام مثل هر روز تویی معنی دلواپسی ام روزها رفت ، تو همرنگ دقایق...
صبح دگر
از بدی اغماض کن یک صبح دیگر آمده قصه را پرداز کن یک صبح دیگر آمده مثل شبنم زنده کن گلبرگ های خسته را مثل مریم ناز کن یک صبح دیگر آمده صفحه ذهن کبوتر خالی از لبخند توست بازهم پرواز کن یک صبح دیگر آمده صبح یعنی فرصتی دیگر برای عاشقی عشق را آغاز کن یک صبح دیگر آمده با نگاه مهربانت آسمان را شاد کنشور را...
سخت دلگیرمو باران نزده
نیمی از مهر گذشته ست ولی سخت دلگیرمو باران نزده دل دیوانه ی من بعد از تو سر به آغوش خیابان نزده آسمان گرچه نباریده هنوز حال و روز دل من بارانیست مثل یک ماهیِ وابسته به تُنگ دل من در قفسی زندانیست دیده بودم که به هر شاخه ی خشک دو سه برگی فقط آویخته بود به درختان اثر از برگ نبود بیشتر ، روی زمین ریخته...
لبخندی بزن
باغ و بستان سبز و رنگینست ، لبخندی بزن نسترن خوشحال و خوشبینست ، لبخندی بزن یاسمن خندید و لادن با نگاهی ناز گفت: موقع لبخند نسرینست ، لبخندی بزن کار گل عشوه گری ، ناز و کرشمه ست ولی کار بلبل همه تحسینست ، لبخندی بزن نوش جانت شهد گلها در میان بوستان باده ی خوش طعم و نوشینست ، لبخندی بزن همچنان رسم وف...
جای پای تو
ای تمام سینه ام ماوای تو مهربانی می شود معنای تو ساده از من دل بریدی لاجرممانده ام با عشق جانفرسای تو نیستی ، از خاطرم کی می رود طرح ناز قامت رعنای تو باد هم نامهربانی می کند گر نیارد عطر روح افزای تو در بساط خالی من آه نیست تا کنم با ناله ها سودای تو رفتی آرام از میان برفها یادگاری مانده جای پای تو...