یک عالــــــــــمه واژه از قلم میریزد
صد قافیه روی لب من خشکیده ست
از پیـــــــــش تو تا می گذرم میریزد
هر لحظــــه که از مقابلم رد میشی
با ناز و ادا کرشمــــــــه هم میریزد
یکــــــــبار فقط بگو که بر میگردی
با آمدنت بــــــــــــــــاز دلم میریزد
این مرتبه جای برف ، باران و تگرگ
آوار عظیمی از ستــــــــــم میریزد
پیش از تو اگر شهر نمیریخت بهم
لبخند تو شهـــــــر را بهم میریزد
مهدی حبیبی
برچسب: ریزد,
نویسنده: پرهام حسینیان