خرید بک لینک

در فکر تو بودم که شبم باز بهم ریخت
آرامشم از لحظـــه ی آغاز بهم ریخت

تا بال گشودم که در آغوش تو باشم
آزادگی و قصه ی پــرواز بهم ریخت

با غصه فقط نوحه ی غم خوانده قناری
روزی که در این مخمصه ، آواز بهم ریخت

خارج زده از کوک ، چرا ساز تو امشب؟
با گریه ی من حنجره ی ساز بهم ریخت

پرداخته از اسم تو صد قافیــه ، ذهنم
هم قافیه هم قافیـــه پرداز بهم ریخت

آنقدر دلِ دربدر افتـــــاده به خاکت
تا گرد و غباری شد و اهواز بهم ریخت

مهدی حبیبی

برچسب: نویسنده: پرهام حسینیان تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 15:06

صفحه بندی