خرید بک لینک

نقش لبهای تو بر گونه من حک شده بود

تا کمر ، زلف پریشان تو پیچک شده بود

در حریم دگری خیمه زدن ممکن نیست

بوسه در مزرعه عشق مترسک شده بود

شب مهتابی و من خواب تو را دیدم باز

چشم و ابروی تو مانند عروسک شده بود

بی خبر باغ دلم خورده به باغ دل تو

عاشق نسترن و زنبق و میخک شده بود

دل من بوده فقط در طلب دولت عشق

باهمین سادگی اش پیرو مسلک شده بود

دم زدی بس که تو از مهر رقیبان ، قلبم

همدم بد دلی و همنفس شک شده بود

مهدی حبیبی

برچسب: نویسنده: پرهام حسینیان تاريخ: چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت: 19:27

صفحه بندی