بی تو این دیده کجا میل به دیدن دارد
قصه ی عشق مگر بی تو شنیدن دارد
بال پرواز مرا سخت شکستی ای داد
بعدتو وحشت یک لحظه پریدن دارد
لب خشکیده ی مارا نظری کن جانا
جز لبت بوسه مگر ارزش چیدن دارد
ای که راهت ز ره عشق جدا بنمودی
واقعا بعد تو این راه رسیدن دارد
مونسی نیست مرا بعد سفر کردن تو
همدم دردم و این درد، کشیدن دارد
تا که پرهیز نمودی ز هم آغوشی من
سینه ام حسرت آغوش ، شدیدا دارد
مهدی حبیبی
برچسب: حسرت آغوش تو,حسرت آغوش,حسرت آغوشت,حسرت آغوش عشق,حسرت آغوش خدا,در حسرت آغوش تو,رمان حسرت آغوش تو,در حسرت آغوش تو هستم بغلم کن,در حسرت آغوش تو دانلود,در حسرت آغوش تو pdf,
نویسنده: پرهام حسینیان